اينشتين و اسلام Einstein & Islam

Die Erklärung دی ارکلرونگ (= بیانیّه) یا آخرین رساله ی اینشتین که در آن اظهار اسلام نموده است

(ش۵) نفرت از فلسفه و فلاسفه و مرشدهای مرید پرور صوفیه/ انتقاد از ملا صدرا

(ادامه ی شماره ی 4/ج - تلاش فرقه ی شیخیه برای جلب نظراینشتین و جریان جزوه ای که به هنگام ترک مجلس به وی دادند:)

**********************************************

با اینحال هنگام ترک مجلس یک جزوه به من(= اینشتین) دادند که به انگلیسی بود و در آن جزوه شخصیت ((ملاصدرا))(*1*) و((فیض کاشانی))(*2*) و((شیخ احمد احسائی))(*3*) و((سیدعلی باب))(*4*) و((سید(؟؟)حسینعلی بهاء))(*5*) بعنوان پنج رکن مکتب اسلام...مطرح شده بود!! بعلاوه عمده ی آن رساله در تمسخر و استهزاء به فقیهان اسلام از جمله...محمدباقرمجلسی...نگارش یافته بود.عبارات رساله خیلی بی ادبانه...تند و غیرمنطقی...کودکانه واحساسی بود...آن رساله ی پوشالی را به عجله و گذرا مطالعه کردم {.........} (پس) چون...مبانی فکری آن پنج نفر را تحقیق نمودم همگی را به سختی مورد حملات علمی خودم قرار دادم.

 یک روز که در پارک قدم می زدم فردی از - به اصطلاح - شیعیان مقیم امریکا نامه ای به من داد{.........} و خود رفت. نامه را گشودم...امضاء پائین آن به اسم شما بود...مضمون نامه را که خواندم دانستم که از شخصی دیگر است و پائین آن(خطاب به من) نوشته بود:"جواب را به دست فلانی بده و در فلان مکان میتوانی او را ملاقات کنی!". سراسر نامه دفاع از ملاصدرا(*1*)و... بود {.........} به من(= اینشتین) سخت توهین کرده بود/ از جمله نوشته بود:

"...در نفهمی تو(= اینشتین) همین اندازه بس که با فقیهان عوام صفت مکاتبه می کنی!! ... چه کسی به تو گفته که علیه ملاصدرا و... که ذ ره ای حرف آنها را نفهمیده ای مقاله نویسی کنی؟؟...ای احمق! اگرچیزی را نمی فهمی بگو نمیفهمم! چرا انکار میکنی؟؟".

 به منزل رفتم و با کمال خونسردی شروع نمودم به نوشتن جواب این نامه ی زشت.

ابتدا نوشتم:"...من(= اینشتین) آنطور که گفتی/ نفهم(*6*) نیستم.لااقل جائی که بتوانم و  فهمیده باشم نظری میدهم و مثل شما فیلسوفها نیستم که حتی در کارخدا هم فضولی کرده و نظر بدهم و آنگاه هر کس را که نظریات خیالی و پوشالی فیلسوفان را نپذیرد کافر(*7*) قلمداد کنم!!...آن ملاصدرا که بت مورد پرستش توست(!)... آنقدر (...) بوده که در مبحث"معراج"پیامبر اسلام(*8*)...استدلال کرده که چون تمامی سیارات به دور زمین می چرخند(!!) و هر چیزی (درحال سقوط) میل به مرکز خود دارد/ لذا می بایست سیارات نیز بر روی زمین سقوط کنند(!!) ولی خدا آنها را در گویهای شیشه ای همچون حلقه های پیاز(!!) میخکوب کرده(!!) و این شیشه های فلکی(!!) خورشید و ماه و دیگر سیارات را گرداگرد زمین در هوا معلق نگه داشته اند و معراج جسمانی پیامبر مورد قبول ما فلاسفه(= ملاصدرا و...)نیست چون اگر او با جسم خودش می خواست از این محوطه عبور کند این شیشه های آسمانی (!!) می شکست(!!) و نظام فلکی درهم میریخت!!... پس ملاصدرای شما معراج جسمانی پیامبر اسلام را که در خود قرآن نیز آمده(*9*) با چنین استدلال(...)ای رد کرده است. وامروز هر بچه ی دبستانی به استدلال ملاصدرا میخندد!! {.........} ".

مطلبی دیگرکه درآن نامه مطرح کردم این بود:"...شما فلاسفه ی - به اصطلاح -اسلامی قائل به"وحدت وجود"...(*10*) شده و ملاصدرا و محی- ال- دین(محی الدین)عربی وامثال آینها را از مبتکران این طرح فلسفی میدانید و معتقد هستید که همه چیز با هم یکی است(!!) و در عالم هرچه هست خدا و وجود الهی است. من(= اینشتین) این قدر عقل و شعور دارم که این خرافات را احمقانه بدانم !! چگونه ملاصدرا وجود نامحدود / بی نهایت و بی حد و مرز خداوندی را با وجود محدود/ متناهی و دارای حد و اندازه ی مخلوقات وی یکی فرض کرده است؟؟ هرکس اندکی ریاضیات بداند این خرافه ی کفرآمیز را قبول نخواهد نمود...طرف صحبت من(= اینشتین) نیزآقای بروجردی است که توازتشابه نام خود با او- برای خودت تبلیغ میکنی!!...".

 دیگر اینکه نوشتم:"...ملاصدرا{...} دیوانه های رانده شده ی تاریخ همچون حلاج(*11*)و... را دوستان خاص خدا و سرپرست امور(= ولی امر)دراویش میداند و اطاعت از چنین موجودات نفرت انگیزی را تکلیف(*12*) می پندارد!! من(= اینشتین) لااقل این اندازه عقل و فهم دارم که تا پیامبران بزرگ و خردمند و پیشوایان آگاه و پاک ...دوازده گانه(*13*) برای ما رهبران هدایت...هستند تبعیت از آن دیوانگان از زنجیر گریخته(= حلاج و...) را جنایتی عقلانی بدانم{.........} و این است که جناب آقای بروجردی برای من(= اینشتین) در جواب نامه"ایکس - 12" تبعیت از غیر پیشوایان دوازده گانه را ممنوع و بدعت(*14*) معرفی نموده است"(ادامه دارد...).

-----------------------------------------------------------------

Molla Sadra (1640) (*1

(*2*)Feiz Kaschani(1680

(*3*)Scheich Ahmed Ahsaii(1826

(*4*)Seijed Ali Bab(1850

(*5*)Seijed(??)Hosejnali Baha(1892

(*6*)unverständig

(*7*)ungläubiger

(*8*)himmelfahrt

 (*9*) قرآن کریم/ سوره17(اسراء = بنی اسرائیل)/ آیه1.

(*10*)Der Pantheismus

(*11*)Halaj

(*12*)aufgabe

(*13*)zwölffach

(*14*)neuerung