(ش۹) نگرانی دکتر حسابی و آيت الله بروجردی
(ادامه) (اینشتین برای آقای بروجردی پیرامون نامه ی توهین آمیز تروریستها به خودش چنین شرح میدهد):
جناب بروجردی/ این تمام آن نامه بود. گرچه نمیخواستم آنرا- بجهت رعایت ادب - در مکتوب پایانی خودم بیاورم/ ولی دیدم - اگرچه شما با خواندن متن زشت این نامه و القابی که به شما...در آن داده شده غمگین خواهید شد - اما آوردن آن لازم است/ تا تاریخ (آینده) بین ما و این جماعت تروریست و بی ادب فرق گذاشته و قضاوت بنماید!
پس نامه را با خشم مچاله کردم و به سینه ی آن جوانک پرت نمودم. نامه روی چمن کناری ما افتاد. جوانک رفت و عکس العملی بروز نداد! ناگهان به فکرم آمد که باید این نامه را بردارم و بعنوان سندی از این گروه تروریستی نگه دارم......
آن شب با "حسابی عزیزم" تماس گرفته و با وی مشاوره نمودم."حسابی" که سخت ناراحت شده بود/ گفت:
"استاد! آنها شما را میکشند! مراقب باشید و درخواست محافظ کنید/ تنها بیرون نروید و نگهبانی هم (برای اطراف محل یا منزل) استخدام نمائید. این جماعت را من(= دکتر حسابی) ... شناخته ام. اینها تفکرات "دووتیسم"(= فدائی گری)(*1*) دارند... همانند تابعان و فدائیان حسن صباح اسماعیلی {.........}. من(=دکتر حسابی) در سفری که خدمت جناب آقای بروجردی رسیدم و ایشان بسیار به من ابراز لطف و علاقه نمود... به من گفت: " {.........} من(= آیت الله بروجردی) از وجود چنین حزب هائی در میان مسلمانان سخت نگران و ناراحتم و حتم دارم که بالاخره اینها کاری را که نباید بکنند خواهند کرد و چه بسا خود من(=آیت الله بروجردی) را نیز بکشند! به استادت (= اینشتین) سلام من را برسان .... اینها به مراتب از شخص هیتلر ... خطرناک تر و بی باک تر هستند!!
********************************
(*1*)devotism.

