(ش۱۳) چشم انداز پیش از حرکت/ شایعه زدائی از نظریات/ نفرت از فلسفه
(دراین بخش اینشتین ازبرخی نظریات فیزیکی خود شایعه زدائی وتکذیب موهومات میکند:)
**********************************************************************
Der Blick Vor "Die Abfahrt"
(در بلیک فور دی آبفارت=چشم انداز پیش از حرکت)
*************************************************
جناب"بروجردی بزرگ" / قبل از وفا به وعده ام...... لازم است فشرده ای و چشم اندازی به زبان ساده برای هرخواننده...داشته باشم/چون اخیرا" خیالبافی وشایعاتی در مورد برخی نظریات فیزیکی من(= اینشتین) رواج پیدا کرده و برخی نمایش سازان و یا داستان نویسان دروغ پرداز(!) نظریه ی من در مورد نور/زمان/ و نسبیت را چون افسانه ای جلوه داده اند که هرگز با آنچه منظور من است تطابق ندارد!!
جناب بروجردی عزیز/غرض من(=اینشتین) از اینهمه مباحث"فیزیک نظری"(*1*) چیزی جز آن نبوده که میخواستم بفهمم"چگونه خداوند این نظام عالم را آفریده است؟!". من به این پدیده فیزیکی یا آن یکی پدیده/ به این طیف عنصری یا آن طیف دیگر/ علاقمند نیستم. هدف من فقط دانستن نـظام جهانـشـمول و عامی است که اندیشه ی بی انتهای مهندس و فیزیکدان بزرگوار این عالم (= خداوند) آن را بنیاد نهاده است.ما بقی- هرچه باشد - جزئیاتی است از این موضوع و پرتوی است از این چشمه ی نور...حضرت عالی درجواب نامه"ایکس14"بیان نمودید که: "در روایت های مذهب شیعه/ تفکر در مورد ذات خداوند و نیز صفات او و کلا" درهرچیزی که مختص خداوند است ممنوع (= حرام)است ... بلی/ در روایت های ما(= شیعیان) ترغیب شده که: درمورد خلقت و آثار نظم و طبیعت مخلوق خدا تفکر و اندیشه کنید(*2*)". پس من(=اینشتین) نیز- بر فرمایش شما - از" فلسفه ی به اصطلاح:اسلامی" نفرت دارم و از همان نوجوانی هم (از فلسفه) متنفر بودم و آن را دروغ پردازی وخیالبافی شیادانی می دانستم که میخواهند با عقل"محدود"بشری/ خدا و صفات"نامحدود" وی را مورد بررسی قرار دهند. و این حماقت محض است!! ...آنها(=فلاسفه) مطرود دنیای امروزهستند.
***************************************(ادامه دارد)
(*1*)physics theology
(*2*) حدیث7 از باب "نهی از کلام و تفکر درخدا"-اصول کافی/ شیخ کلینی( کتاب توحید)- 10حدیث در این رابطه در این باب + 12 حدیث در باب"نهی از وصف خدا" و...- * نیز شیخ صدوق دراین رابطه 35حدیث در باب67(پایان)کتاب"توحید"وحدیث 3/ باب60/ درمورد نهی از تفکر در "قضا و قدر" را آورده اند.میتوان گفت احادیث در این رابطه متواتر هستند...

