اينشتين و اسلام Einstein & Islam

Die Erklärung دی ارکلرونگ (= بیانیّه) یا آخرین رساله ی اینشتین که در آن اظهار اسلام نموده است

(ش۱۵) عدم کارآئی عقل در شرع از دیدگاه اینشتین( دلیل- ۱)

( ادامه بحث اینشتین پیرامون اینکه "عقل" فقط ابزار شناخت مذهب حق است ونه منبع احکام مذهب/ چون - به گفته ی او - راه رسیدن به دین و مذهب حق راهی است "فیزیکی" و قابل"تجربه" اما راه رسیدن به احکام و مسائل یک دین و مذهب راهیست "مـتـافـیـزیکی" و "غیر قابل تجربه" که احتمال خطا در آن خیلی قوی است. این همان نظر"اخباریها" میباشد):

... بارها نیز گفته ام که من(=اینشتین) تنها توانستم از 3% نیروی مغز خودم بهره ور شوم! و با وجود اینهمه اکتشافات(من) در مباحث پیچیده ی فیزیک نظری/ جرئت ندارم که در مورد دستورهای(=احکام) شریعت اسلام به عقل خودم اعتماد کنم/ چون: 1) هنوز97% از فکر من بکار گرفته نشده/ و چیزی که اکنون 3% از تعقل (من) گمان میکند آن را فهمیده/ شاید اگر افزوده شود تا به 100% - که تعقل معصومان و پیامبران است - برسد/ نه تنها آن(چیزی را که عقل من گمان میکرد فهمیده) رد کند/بلکه شاید(آن97%) مطالبی را بفهمد که ماوراء قدرت تصور این 3% باشد و به این (تعقل) بخندد!! پس عقلی که هنوز دوران طفولیت خود را نیزنگذرانده هرگز به کار استخراج دستورهای(=احکام) حساس دین و شریعت مردم نخواهد آمد. و شاید اکنون خیلی از واقعیت ها (نیز) برای این عقل ضعیف(سه درصدی) خنده آور باشد!!