اینشتین و اسلام Einstein & Islam

Die Erklärung دی اِرکلِرونگ (= بیانیّه) یا آخرین رسالۀ اینشتین که در آن اظهار اسلام نموده است

144) موقعیت جغرافیائی مثلث برمودا/ داستانی از کتب شیعه که نیوتن آنرا نقل نموده

...... امّا موقعیّت جغرافیائی ((مثلث برمودا))، آنطور که

تعیین شده: رأس فوقانی آن ((جزایر برمودا))؛ رأس دوّم

آن ((مَیامِی)) درساحل شرقی ایالت فلوریدا - که نام آن با

نام گـُل مذکور درآن داستان (که نیوتون نقل کرده)(*1*)

همریشه است؛و رأس سوّم آن((سَن خـُوان))(یا:سَن ژوآن)

است - که پایتخت جزیرۀ "پورتوریکو" در بالای "دریای

کاراییب" مذکوراست - و با دریای "سارگاسو" مُجاوَرَت

پیداکرده- که بخش اعظم مثلث برمودا درآن واقع میـباشد.

عرض جغرافیائی جزیرۀ برمودا(رأسA) حدود33درجۀ

شمالی؛ وطول آن 64 درجۀ غربی است.

************************************

پاورقی: 1- چون ترتیب اصل داستان، تفاوت هایی با نقل

قول نیوتون و اینشتین داشت ، لـذا از آوردن این بخش از

رساله خودداری کردیم و بجای آن، اصل حکایت را - که

در ((رَیحانة ُالادَب)) به نقل از میرزا محمّد اِسترآبادی(م

1028ق)- صاحب "رجال کبیر"(مَنهَج المَقال)- آمده است

می آوریم: ((...شبی دراَثنای طواف بَیت الله، جوان خوش

سیمائی دیدم که بطواف اشتغال داشت؛درحین ملاقات،یک

بوته گـُل سرخ - که مَوسِم(فصل) آن نبوده - به من عنایت

فرموده؛ من هم بوییده و پرسیدم که...این گل از کجاست؟!

فرمود:((از"خرابات" است!))؛ پس از نظرم غایب شد)).

(رَیحانة الادَب / میرزا محمد علی تبریزی /ج 3/ 364).

وخود مؤلّف(مرحوم میرزای تبریزی ) توضیح می دهد:

((نظیر این قضیه را به شیخ محمّدِ سِبط (=نوۀ دختری)،

پسر صاحِب مَعالِم(حسن بن الشّهید الثــّانـی)- نیز، که از

تـَلامِذۀ(شاگردان) میرزا محمد رجالی(استرآبادی) بوده،

منسوب دارند؛ و وقوع هر دو(داستان) ممکن است . امّا

((خرابات))عبارت از((جزایر مغرب))از بَحر محیط(=

اقیانوس اطلس)(مثلث برمودا و دریای کارائیب) بوده،و

((جزیرۀ خضراء)) (=سبز) نیز که در((بـِحـارُالانوار))

و((قاموسُ اللُّغة)) مذکور است ، یکی از آنها( = جزایر

مثلث برمودا) است...)) (همان/ص365).

لذا،چنانکه اینشتین درآخِرنقل همین داستان،احتمال داده،

"خرابات" عـربی و "کارابات" در متن انگلیسی نیوتون

ظاهراً همـان دریای ((کاراییب)) مثلث برمودا میباشد...

====================================

 


143) نیوتون نیز جزیرۀ سبز (=خضراء) را حوالی برمودا و کاراییب می دانسته است/

” نیوتون بزرگوار” نیز در پایان آن دفترچۀ خطّی، حدس زده

که : (( این جزیره ها باید یک یـا چند جزیره از جزایر غربی

اقیانوس محیط (اطلس) باشد، که درکنار قارّۀ جدیداً کشف شده

(=آمریکا) در دریا و مجموعه جزایری واقع شده اند که عرب

برآنها عنوان”کاراییب”(غرایب)را اطلاق میکند، زیرا درآنجا

حوادث عجیب و نامأنوسی (= غریبی) اتفاق می افـتـد )). ایـن

گفتاری از”نیوتون بزرگ” بود؛ ومن (اینشتین) توضیح میدهم

که: سابقاً نام “کارائیب” Caraïbes– همچنان که نیوتون گفت

- بر تمامی این نواحی (مثلث برمودا) اطلاق می شده واکنون،

درشمال قارۀ جنوبی امریکا، به دریائی اطلاق می شود که در

زیر مثلث برمودا واقع شده است.سپس،نیوتن درپایان(دفترچۀ

مذکور) عشق خود را به “صاحِب الزّمان” (*1*) با داستانی

کوتاه به این بیان ایراد می کند……..

***************************************

پاورقی:1- اینشتین لفظ آلمانی معادل ((صاحِبُ الزّمان))(عج)

را چنین نوشته است:

((Herr der Zeit))

======================================


128) اثری خطّی از نیوتون در رابطه با ترجمۀ حدیث "جزیرۀ خَضراء = سبز"

و چیزی که برای من (= اینشتین) این احتمال را قوی تر کرد،

ترجمۀ بخـشی از کتاب «بِـِحار» (الاَنوار) «مجلسیّ بزرگ»

بود ، کـه «فِلِمینگ عزیز» آن را به من اهداء کرده است. نام

این جزوۀ عتیقه – که یکی از کارشناسان نـزدیـکـم، آن را با

میکروسکوپ مورد بررسی قرار داد و تاریخ کاغذ و خطّش

را در حدود نیمۀ اوّل قرن18میلادی، یعنی1700 تا 1750م

وبعد از درگذشت « مجلسیّ بزرگ » - یعنی حَول و حَوشِ

سال وفات «نیوتون عزیز» - که در حدود 1727م گفته اند -

تخمین زد؛ و دستخطّ نیز، دستخطّ خـود نیوتون تشخیص داده

میشود، ولی هیچ نامی از کاتب نسخه ومترجم رساله، دراوّل

وآخِر آن نیست(نام این جزوۀ عتیقۀ انگلیسی):«جزیرۀ سبز»

 (( The Green Island ))

می باشد (*1*).

 آیزک (اسحاق) نیوتن Newton_Isaac

«آیزاک (اسحاق) نیوتن»

**************************************

((پاورقی و توضیح)) :

1- در متون عربی شیعه:«جزیرۀ خَضراء» نامیده شده است.

داستان کامل آن درکتاب«بِحارُالانوار» مرحوم علاّمه محمّد-

باقر مـجلسی (ج52،چاپ ایران،ص159تا174) آمـده است.

و بنا به گفتۀ میرزا حسین مُحَدِّث نوری– صاحِب«مُستَدرَکُ-

الوَسائِل»، رسالۀ اصلی«جزیرۀ خضراء» بخطّ(عربی) شهید

اوّل(شمس الدّین محمّد بن مکّی عاملی-شهادت:786ق) بوده،

که از روی دستخطّ شیخ فضل بن یَحیَی بن علیّ طِیبی کوفی،

آنرا نوشته بوده است - اسکندر جهانگیری.

=======================================

128) اثری خطّی از نیوتون در رابطه با ترجمۀ حدیث "جزیرۀ خَضراء = سبز"/


80)سوابق آشنایی فلمینگ با اسلام/همکاری سری اینشتین با فلمینگ جهت جهانی سازی تشیع

پس من(= فلمینگ) آن رساله (نیوتن در ترجیح اسلام) را خواندم و دلایل حقانیّت مذهب تشیّع دوازده گانه (=دوازده امامی) را که نیوتون بطور مشروح در آن وصیّتنامه آورده بود پذیرفتم و مخفیانه مذهب شیعه را برگزیدم و پرسشهای مذهب (= مسائل شرعی) را- با نهایت احتیاط - توسّط رابطی ناشناس(؟) از آقای سیّد ابو (ال) حسن اصفهانی (مرجع تقلید آن زمان - مقیم نجف) سؤال میکردم و جوابهای وی بدست من میرسید؛ تا "دورۀ زمانی" بروجردی بزرگ.

پس به کتابخانه ای در همان انگلستان مراجعه نمودم و آن کتاب مجلسی (= حِلیة المُتّقین) را - که به ترجمۀ انگلیسی موجود بود - مطالعه کردم. همگی مطالب آن را منطبق بر اسرار معلومات جدید پزشکی دیدم؛ از جمله، همان گفتار (=حدیث) خاصّیّت ((مگس)) (که خنثی کنندۀ کثیفی او در بدن خود اوست و اگر روی غذا بنشیند نباید خورد؛ ولی اگر درون غذا بیفتد، میتوان او را بیرون افکنده و غذا را خورد) که آن را (مجلسی) در انتهای فصل "پرندگان" (=طیور) آورده بود (حِلیة المتقین، علاّمۀ مجلسی، چاپ اسلامیّه و حسینی، ص ۲۶۹، به راستی همین گفتار(=حدیث) بود که وقتی آنرا خواندم آرامشی روحانی درخود احساس نمودم. و اگر بگویم که سبب اصلی پذیرش دین اسلام توسّط من (= فلمینگ) همین گفتار(=حدیث) خواصّ ((مگس)) بوده، مبالغه نکرده ام!))(*1*).

سپس فلمینگ خندید و به من (=اینشتین) گفت: ((من و تو - و هر شخص دیگری که مانند من و تو مخفیانه اسلام را بپذیرد - تنها و غریب و ناشناخته زندگی خواهد کرد و تنها و بی ﮐس خواهد مرد! بعد از مرگ نیز کسی برای ما بعنوان یک مسلمان دعا نخواهد خواند و همانجا (در زیر خاکها) ما را رها خواهند نمود! ............ تا آن روز موعود (= قیامت) که دوباره با همین جسم فیزیکی برگردیم - که مردم در آنجا ما را یک "مسلمان" مشاهده خواهند کرد!)).

من(=اینشتین) نیز تمامی اسرار را برای وی(=فلمینگ) بازگو کردم. اندوهی سنگین که بر دل من چنگ افکنده بود در این گفتگو تخلیه شد. فلمینگ کتابچۀ "وصیّت(نامه) نیوتون" را به من (=اینشتین) داده و گفت: " این به کار تو بیشتر می آید؛ چون فیزیکدان هستی و با گفتار نیوتون از من آشناتر می باشی". پس آن را به من اهداء نمود و تا به حال هم نزد من (=اینشتین) موجود است. و من در نوشتن این رساله (= دی اِرکلِرونگ = بیانیّه) از آن کمک فراوانی گرفتم. 

سپس من (= اینشتین ) به فلمینگ عزیز گفتم: " تو در پزشکی از من آگاهتر هستی و حتماً در این رابطه، هم علم تو از من بیشتر است و هم تجربۀ تو؛ بنابراین باید به من (=اینشتین) در نگارش "دفاعیّه ام" از این کتاب پرمغز و محتوای "مجلسی" یاری برسانی ............". 

فلمینگ گفت : " با کمال میل آماده ام! هرگاه از من کمکی خواستی، بمن اطلاع بده.........".  

بنابراین، فلمینگ عهده دار بخش های طبّی و گیاه شناسی و گاه جانورشناسی این کتاب (= حِلیة المتقین ) شد و استخراج اسرار فیزیکی و نجومی آن را به عهدۀ من نهاد. (البته) گاهی در زمینه های دیگر نیز به چیزهایی دست یافته ام  که آنها را (نیز) خواهم نوشت و توضیح خواهم داد(؟).

******************************************************

1- برخی از پزشکان میگویند: برای همین، مگسها غالباً دست وپای خود را با پشت خودشان تمیز میکنند؛ زیرا دستها و پاهایشان آلوده به انواع میکروب است و برای اینکه آنها را ضدّ عفونی کنند، چنین حرکاتی انجام می دهند... (دایرة المعارف علم ومذهب، دکتر سیّد ابراهیم مهدوی، مدخل "جانداران"-"مگس") - ا/ج.

======================================================